كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

1020

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

چون دغدغهء اين يورش در خاطر خطير و ضمير جهانگير جايگير شد ، خواست كه فرزندان نامدار و شاهزادگان كامكار ، كه سلوت « 1 » دل و راحت روح و قرّت عين و قوّت ظهر بودند ، هريك را هم از احفاد خود كفوى نامزد فرمايد و به فرمودهء تناكحوا توالد و اتكثّروا عمل نمايد . از آن جمله اميرزاده الغ بيك گوركان و برادرش ابراهيم سلطان كه فرزندان اميرزادهء جهان شاهرخ بودند و اميرزاده جهانگير بن محمد سلطان و فرزندان اميرزاده عمر شيخ : بايقرا و سيدى احمد و اميرزاده ايلنگير بن اميرزاده اميرانشاه گوركان هريك را به يكى از احفاد موسوم گردانيد و به اطراف و اكناف جار رسانيد كه حكام و سرداران ايران و توران بل تمام جهان به قورلتاى حاضر شوند و شاهزادگان چنگيزى عرضه داشتند كه اگر آن حضرت اجازت فرمايد اميرزاده پير محمد از غزنين و اميرزاده شاهرخ از خراسان به قورلتاى آيند . آن حضرت فرمود كه آمدن شاهرخ مصلحت نيست و قاصد به طلب اميرزاده پير محمد فرستاد و كان گل محل طوى بزرگ معيّن شده غرهء ربيع الأول از نزول همايون رشك اوج گردون گشت و در آن فضاى دلگشا و هواى جان‌فزا از كان گل تا دامن شاودار و يلغز آغاج كه قريب ده فرسنگ باشد اردوها و قيتولهاى آغايان و شاهزادگان و امرا و سرداران به محل و به اودال خود فرود آمدند « 2 » و دور كرياس خاص يك فرسنگ بود و براى منزل همايون چهار سراپرده پيرامون هامون كشيده و خرگاه دويست سرى و دوازده پائى عالم‌آراى كه ظاهرش از سقرلاط هفت رنگ و درونش از مخمل ملوّن بود به طنابهاى ابريشمين و ستونهاى منقّش با قفيزهاى زرّين ، گروه انبوه از فراشان به يك هفته برپاى كردند و آن دوازده پائى چنان گشاده بود كه در سايهء آن قريب ده هزار كس مىآسود .

--> ( 1 ) . ك ، س : سكوت . ( 2 ) . وصف بسيار زيبا و دقيقى از اين اجتماع در سفرنامه كلاويخو آمده است ( ر ك ترجمه ص 241 ) .